گزارش سفر مارجی آلیپراندی به ایران

در هیاهوی سفر بزرگترین نتورکرهای دنیا پس از جان میلتون فاگ، نویسنده پرفروش ترین کتاب های نتورک، نوبت به مارجی آلیپراندی رسید که دعوت آقای فاگ را پذیرفت و همراه او به ایران آمد. در این مورد وب سایت نتورک تایمز مصاحبه ای از خانم آلیپراندی منتشر کرده است که در بلاگ ام ال ام بازار به صورت اختصاصی می توانید بخوانید…

payam_margie_margie_headshot

  • چه اتفاقی افتاد که شما به دعوت جان میلتون فاگ بله گفتید؟

مارجی : من همیشه احساس پر شوری برای سفر به خاورمیانه داشتم. احساس می کنم که آخرین مرحله از زندگی من در مورد توانمندسازی زنان در سطح جهان و الگو بودن، و همچنین الهام بخشیدن به آنها از درون برای رسیدن به سیاست بیشتر است.

من بطور کل تصور غلطی داشتم که در این منطقه از جهان، زنان سرکوب شده اند، که در آنجا صدای آنها با آن قدرتی که می تواند شنیده شود، سرکوب شده است. من متوجه شدم که آنها در واقع کاملا آزاد هستند و مانند ما در غرب تمایل دارند و می توانند درست و با فکر باز اندیشه کنند، و مردان حق در دست گرفتن زنان و اجبار آنها را ندارند.

جمعیتی که بیشتر آنها به بازاریابی شبکه ای در ایران کشیده شده اند، نسل جوان هستند، میانگین سن آنها ۲۴ بود. حدود ۶۰ درصد مرد و ۴۰ درصد زن هستند. هیچکدام از آنها بیشینه ی استخدام ندارند. بیکاری جوانان شایع است، و بازاریابی شبکه ای پاسخ برای بسیاری از آنها، با دادن یک چشم انداز برای آینده آنها است.

این مدل کسب و کار که نام تجاری جدید برای آنها است، تنها پنج ساله است. حدود یک میلیون نفر درگیر با ساخت ۲۰۰٫۰۰۰ تا ۳۰۰٫۰۰۰ مجموعه فعال، همراه با حجم فروش سالانه حدود ۱۰۰ میلیون دلار هستند.

  • اینگونه گفته شده است که شما پرورش دهنده ی فرزندان جوان می باشید…

بله و این تصور فوق العاده قوی است که کمک به فرم دادن آن با یک چشم انداز مناسب و ارزشهاي هسته ای است، این به نیروی جهانی تبدیل گشته که افراد اینجا را با جهان می تواند مرتبط کند. من عاشق این احساس هستم که توسط ما در اینجا و بازاریابی شبکه ای  وجود دارد، افراد در حال حاضر اظهارات بزرگتر و زندگی کامل تر، همراه با تمام انرژی و خواستن برای تحقق آن دارند.

یک شرکت ایرانی وجود دارد که در ماه ۳۰٫۰۰۰ نفر می آورد. ببینید که آن چقدر بزرگ است؟ یکی دیگر از چیزهایی که من را شگرف زده کرده است این است که در همان ابتدا که بازاریابی شبکه ای برای من محقق شد به ساده ترین شکل ممکن بود و الان هم هست؛ کسانی که محصول یا خدماتی را به اشتراک می گذاشتند و رشد شخصی داشتند، درحالی که تیم خود را نیز رشد می دادند.

ما گاهی اوقات فکر می کنیم چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد. شروع درست و سریع وجود دارد، زبان دعوت، فالو کردن، مدل تکثیرسازی، آموزش افراد، می تواند خسته کننده باشد! باید کسانی وجود داشته باشند که به سادگی تمامی این اصول را آموزش دهند و در اختیار افراد بگذارند، چرا که افراد با هم برای ایجاد یک زندگی بهتر گرد آمدند. آنها پرشور در مورد ایده ی یک محصول فکر میکنند. امکان انجام آن را از درون احساس می کنند و آنها با دیگران به اشتراک می گذارند و به انجام می رسانند. چه ساده و زیبا، کسب و کار ما قابل انجام است.

  • به ما کمی در مورد چگونگی دعوتتتان بگویید. منشاء این رویداد چه بوده است؟

پیام مقیمی کسی است که شما بخوبی می شناسید ابتدا به جان میلتون فاگ دسترسی پیدا کرد، کسی که در اواخر ۲۰۱۵ در آنجا بوده است، و در این زمان جان به من رسید و گفت: “شما علاقمند به سفر به ایران برای سخنرانی حدود دو هفته هستید؟” من از هیچ یک از جزئیات مطلع نبودم و فقط گفتم: بله!  قبل از اینکه من بخواهم چیزی را در نظر بگیرم که آیا این امنیت برای رفتن من وجود دارد یا نه… در حال حاضر من به خودم که حتی آن طرز فکر و نگرانی را داشتم، میخندم ؛ چرا که من حتی بیشتر از آن حدی که فکر میکنم، امنیت دارم.

طنین آنی را احساس می کردم. همانطور که من شروع به تهیه محتوا و قراردادن آن در کنار هم کردم و بیشتر در مورد کشور ایران یاد گرفتم، در ارتباط با مردم و تاریخ آنها، تاریخ وجود بازاریابی شبکه ای و … زمانی که من شروع به درک بهتر اینکه چرا من احساس کشیده شدن به این کشور را داشتم. وقتی من به اینجا آمدم، واقعا همه چیز برایم آشکار شد.

  • آیا سفر شما در سرتاسر ایران بوده است؟ درمورد چند مبحث صحبت کرده اید؟

ما تا به حال در ارتباط با دو رویداد فروش در تهران، هردو با حضور ۷۵۰ نفر از افراد واقعا پرشور و همچنین مباحث متعدد در اصفهان صحبت کردیم. بعد از ورود ما چند مبحث پراکنده ی دیگر نیز اضافه کردیم. سپس احساس نیاز برای برخی از آموزش های رهبری و راهنمایی بسیار قوی وجود داشت که ما چند ساعتی را با رهبران خاص برنامه ریزی کرده بودیم. و در نهایت با چندین هزار نفر صحبت کردیم.

با وجود کسب و کار آنقدر جدید، افراد شگفت انگیزی ۳۰ دلار، ۴۰ دلار و ۵۰٫۰۰۰ دلار در ماه را بوجود آورده بودند، درست مثل ایالات متحده، و هنوز آنها در این راه پیشگام بودند و آن را بدرستی انجام داده بودند، بدون اینکه حتی ابتدایی ترین ابزار را داشته باشند. انرژی خالص و درست مدل کسب و کار ما آنها را به این نکته روی آورد، و هم اکنون آنها بسیاری از دیدگاه های سابقه ی ما را از این سو آن سو می توانستند جمع آوری کنند.

به عنوان مثال، یادگیری از کسی مثل من که برای زمان طولانی این کار را انجام داده است، کسی که می داند و دیده است که چه چیزهایی کار می کند و چه چیزهایی کار نمی کند، و اینکه چگونه رویکرد خود را به بهترین نحو سازگار کنند. یکی از جالب ترین جنبه هایی که در زمان کاری من وجود داشت بخش نهایی ارائه من در ارتباط با اخلاق بوده است. من به خوبی از ورودی ها دریافتم که بسیاری از تیم ها کم و بیش در برخی از مفاهیمی که من تدریس میکردم، نقص داشتند.

 

سری دوم این گزارش در خبر بعدی به اطلاع خواهد رسید….

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. کادرهای اجباری با مشخص شده‌اند

هفده + هجده =